X
تبلیغات
ارتباطات امروز
ارتباطات امروز
مباحث مربوط به رشته علوم ارتباطات - روزنامه نگاری

از نکات مهم در کتاب مقدمه ای بر انقلاب اسلامی دکتر صادق زیبا کلام ، طرح موضوع "تئوری توطئه" است که البته دکتر د رکتابشون اونو رد می کنند و اساساً طرح مسئله به این صورت رو خط کشیدن بر روی موضوع مهم ریشه یابی می دونن.

((خوب چون موضوع مهمه بگذارین از این به بعد نوشتارمون به صورت کلاسیک (ادبی) باشه))

منتقدين درباره وقوع انقلاب اسلامي با توجه به مسايل و موضوعات سالهاي پيش از وقوع انقلاب درسال 1357 معتقدند: از یکسو باید دانست که شاه سرسپرده مطلق عوامل بیگانه ( آمریکا) بوده و از دیگر سو این منتقدین وقوع انقلاب اسلامی را دارای منشاء الهی و اصول ثابتی قلمداد می کنند.

مثلا درباره اقدام انتخاب دکتر علی امینی ، بسیاری مطرح کرده اند او عاملی بود که آمریکاییها به روی کار آوردند. اما برخی درباره برکنار وی که 14 ماه بعد اتفاق افتاد این عزل را به حساب تصمیمات شاه گذاشتند.

در کتاب مقدمه ای بر انقلاب اسلامی دکتر صادق زیبا کلام ، در این باره این سووال مطرح می شود که چگونه شاه سر سپرده به آمریکایی ها که مسایل مملکتی را به کاخ سفید نشینان واگذار کرده بود درباره عزل امینی خودش تصمیم گرفته بود ( این موضوع نوعی تناقض را ایجاد می کند ).

درباره موضوعی دیگر، رژیم شاه در سال 1356 عده بسیاری را به جرم مبارزه با رژیم به زندانها فرستاد و مورد شکنجه های سخت قرار داد ( البته آنرا توطئه ای از سوی آمریکاییان می دانیم که به رژیم سابق ایران دیکته شده بود) و در مقابل ، سال 1357 شاه در نطق تلویزیونی اش خطاب به مردم ایران می گوید "من هم صدای انقلاب شما را شنیدم"

در این جا این سووال مطرح می شود که این نطق هم برنامه ریزی آمریکایی ها بود؟ یا اینکه اساسا این اقدام محمدرضا پهلوی هیچ ربطی به واشنگتن ندارد!

با این تفاصیل در کتاب مقدمه ای بر انقلاب اسلامی دکتر زیبا کلام ، نویسنده با رد این نظریه که همه این ها توطئه آمریکا بوده است ، اذعان می دارد: در مقاطعی و مواردی کاملاً محسوس ،  شاه راساً درباره امور کشور تصمیم می گرفته و نباید آنها را به آمریکاییها یا هر کشور دیگری ربط داد.

با همه این مطالب متوجه می شویم آنگونه که در سخنان و و مطالب بسیاری از منتقدان و نویسندگان درباره وقوع انقلاب آمده ، واشنگتن و کاخ سفید نشینان نیز به شاه به عنوان یک عامل سر سپرده مطلق نگاه نمی کردند که شاهد مثال بر این مدعا؛ نامه های سالیوان سفیر وقت آمریکا در ایران است درباره اوضاع جاری آن زمان کشورمان است.

در بخش دیگری از کتاب دکتر زیبا کلام به انتشار کتابهایی درباره وقوع انقلاب اسلامی اشاره می کند که در آنها به سیاست های توسعه طلبانه شاه در جهت تامین منافع شخصی اش و همچنین تلاش برای از بین بردن باورها و دین اسلام توسط محمدرضا پهلوی اشاره می کنند.

جواب زیبا کلام برخلاف این گونه اظهار نظرها ، تلاش شاه برای توسعه اقتصادی ، اجتماعی ایران بوده و باور وی بر این مدعا استوار است.

اما نویسنده کتاب دلایل فروپاشی تدریجی حکومت پهلوی در 15 سال آخر حیات آن را افزایش درآمدها از طریق فروش نفت و افزایش قیمت آن در سالهای پایانی حکومت پهلوی می داند و اینکه رژیم برنامه درست و کارایی را برای توسعه اقتصادی کشور نداشته است. مثالی که در این رابطه می آورد خوردن یک گاو درسته توسط سه کودک و یا خوردن یک ملخ کامل توسط یک مورچه است که عقل سلیم آن را نمی پذیرد.

دکتر زیباکلام همچنین در بخش دیگری از این کتاب به تولد بچه تئوری هایی( شکل گرفته پس از انقلاب) اشاره می کند.

مثلا پس از شکست شاه و پیروزی انقلاب مطرح شد که آمریکایی ها موجب پیروزی انقلاب شدند زیرا آنها از پشت به شاه خنجر زدند.

یا تئوری اینکه آمریکا تا پایان راه و وقوع پیروزی دست از حمایت شاه بر نداشت.

دکتر درباره این تئوری ها نیز می گوید: این دو تئوری اساسا نمی تواند واقع گرایانه باشد ، زیرا هر دوی این تئوری ها (موضع گیرانه) قصد تنطیم دادخواستی علیه آمریکا را دارند.

وی معتقد است: در دوران پیش از انقلاب اسلامی ، بر اساس شواهد موجود سیاست های آمریکا در ایران به صورت لحظه ای اتخاذ می شده و دارای انسجام نبوده است و علت این مسئله هم وقوع حوادث مختلف در دوران حکومت 30 ساله محمدرضا پهلوی است که طی همه این حوادث شاه جان سالم بدر برده بود و آمریکایی ها فکر می کردند این بار هم از این طوفان بلا جان بدر خواهد برد.

دو نکته مهم درباره سیاست های ایالات متحده آمریکا در ایران پیش از انقلاب از قول نویسنده این است که نخست؛ آمریکاییها نمی دانستند چه باید بکنند زیرا غافلگیر شده بودند و دوم؛ اساسا دستور العمل درست و حسابی برای مواجهه با انقلاب اسلامی ایران در دست نداشتند (شاید تفاوت فاحش انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلاب ها عامل اصلی در این مورد  بود – ایرانی ها غیر قابل پیش بینی اند.)

نکته جالب توجه دیگر در این باره جو داخلی ایران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی است.

منتقدین و بسیاری از نویسندگان در این باره نوشته اند که مطرح شدن سیاست حمایت از حقوق بشر در ایران دسیسه  و نیرنگی از سوی آمریکایی ها برای کسب مقولیت خودشان بود.

دکتر زیبا کلام با یک پرسش به این موضوع پاسخ می دهد.

" اگر این سیاست نیرنگ آمریکا بود ، پس چرا شاه آن را جدی گرفت"

وی در این باره تاکید می کند " همه این جملات را با شاید و احتمال می گویم زیرا هیچ کدام نمی تواند قطعیت داشته باشد."

همچنین وی درباره ویژگی های شاه می گوید: شاه دارای ویژگی ها و خصوصیات فردی بود که شاید برای یک حکمران مناسب نباشد (که من معتقدم مطلقاً مناسب نیست)

زیبا کلام ادامه می دهد؛ شاه اصلا اهل شور و مشورت نبود ، ذاتا شکاک و تودار بود و نقد پذیر هم نبود و نکته مهمتر اینکه اطرافیان شاه حتی اگر می مردند هم حاضر به انتقاد از شاه نبودند. (این بخش احتمالا برمی گردد به خودکامگی دربار)

جدای ار این مباحث ، در کتاب دکتر زیبا کلام با اشاره به منتقدان و هواداران فرضیه "تئوری توطئه" تاکید می کند که؛ اینان در تبیین علل وقوع انقلاب اسلامی از موضوعاتی چون پیشرفت و ترقی ایران ، درآمدهای نفتی ، حسادت غربیها واستثمار و آمریکا و خلاصه اینکه از عالم و آدم می گویند الا این واقعیت مهم که مردم ایران به هر دلیلی (شاه) را نمی خواستندو شاه هم نمی دانست که در مملکت چه می گذرد. (نا شایستگی شاه برای حکومت)

به عبارت دیگر " دنیایی که دیوارهای بلند آن به مراتب بلندتر از دیوارهای کاخ سعد آباد و نیاوران بود، بیش از سه دهه مانع درک شاه از واقعیت ها شده بودند."

منتقدان دکتر زیباکلام به وی خرده می گیرند که وی در تالیف کتاب مقدمه ای برانقلاب اسلامی نقش مذهب را در وقوع انقلاب نادیده گرفته است.

وی در پاسخ به این ادعا می گوید: " من به هیچ وجه نمی خواهم نقش مذهب را نادیده بگیرم اما فضای انقلاب این گونه بود که بسیاری عوامل و گروه های دیگر به جز مذهبیون در وقوع انقلاب نقش داشتند. و مثلا ، به جای روحانیون اگر گروه و گرایش دیگری به پیروزی می رسید هم ، شاید ادعا می کردند که تنها فکر و اندیشه آنها موجب پیروزی انقلاب شده است.

و بالاخره اینکه به تعبیر دکتر زیباکلام در وقوع انقلاب اسلامی هر کسی برای حسین خودش سینه می زد و هر گروه سیاسی انقلاب را منتصب به خود می دانست

دکتر زیبا کلام می گوید: بیش از 90 درصد مبارزان بر علیه حکومت پهلوی غیر روحانی و با دیگاهی متفاوت بودند و بیان این مطالب بدون اشاره مستقیم به مذهب فقط به منظور تبیین واقعیت های منجر به انقلاب در ایران است.

وی دو دلیل برای مذهبی شدن انقلاب بر می شمرد:

اول اینکه ؛ موفق نشدن جریانهای غیر مذهبی در مسیر انقلاب و دوم ؛ تغییر و تحول شدید در حوزه معرفت دینی انقلابیون (الگو برداری از وقایع بزرگ تاریخ اسلام همچون قیام عاشورا).

نویسنده کتاب مقدمه ای بر انقلاب اسلامی معتقد است؛ اگر مردم اسلام را می خواستند هدفشان این بود که می خواستند از طریق اسلام و در چارچوب اسلامی یک نظام  آزاد و مردم سالارانه داشته باشند (تا هر عمله  یا اکره ای توی سرشان نزند).

در جایی دیگر نیز تاکید می کند" ما بیش از آنکه دغدغه روایت واقعه انقلاب را داشته باشیم ، بیشتر به فکر بهره برداری سیاسی از آن بوده ایم و نتیجه آن شد که تصویری از انقلاب به نسل جوان خود داده ایم که تصویری مجازی ، سطحی ، تکراری و من درآوردی است. (شاید منظور دکتر زیبا کلام از این صفات در روایت انقلاب به نسل بعدی، تحریف واقعیات انقلاب به همراه شعارهایی ناسیونالیستی- مذهبی (و البته بعضا غرض ورزانه) باشد.

وی همچنین فقدان اطلاعات درباره انقلاب ، ندانم کاری عمال رژیم پهلوی ، تصمیمات ضد و نقیض آنها در اداره کشور و امیدهای واهی و بیش از حد به شاه از سوی بیگانگان را عوامل سقوط رژیم سابق و رویداد انقلاب اسلامی می داند.

 خلاصه کلام اینکه به قول دکتر زیبا کلام هیچ پژوهشگری به چگونگی وقع انقلاب به صورت ریشه ای نپرداخته است و به نظر می رسد در عمل چرایی یا چگونگی وقوع انقلاب برای هیچ کس مهم نیست.

 

   "با تشکر از استاد سعید خال عزیز برای اشارات بسیار خوبشون درباره این کتاب و اهدافی که نویسنده آن جناب دکتر صادق زیباکلام  دنبال کردند."

نوشته شده در تاريخ 87/10/29 توسط گل احمدی |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود